سیمرغ
سیمرغ
در آغاز همه چیز از جنس خاک بود و از جنس آب کوه درخت گیاه رود .
سپس خداوند آسمان را قلمرو پرندگان کرد پرندگانی از هزار آواز پرندگانی از هزار رنگ
و خدا وند فاصله ی انسان تا عرش را با پرنده ها پر کرد .
با پرها و آوازهای رنگارنگ علامتی برای رسیدن علامتی برای کنده شدن از خاک علامتی برای اوج گرفتن تا قاف ..... و انسان پرندگی را تجربه کرد.
پاک و منزه است خداوند که آفریدگار آسمان است . آسمان ماوای اندیشه های دور آدم شد
و آدم به پرواز دل بست و کم کم آسمانها را در نوردید و پرنده وار در قلمرو رفیع انسانیت
پا در حریم خداوند گذاشت .
پرندگان صدای خداوند را به زمین رساندند و آدم غرق در لذت موسیقی طبیعت آواز
رنگارنگ پرندگان را در جان مرده اش ریخت .پرندگان سکوت آسمان را شکستند
و تا دور ترین نقطه جهان هستی را نواختند .پرده پرده تار به تار .
آدم کم کم روحش را از خاک بر چید و به سیمرغ پیوست

